تقویت روخوانی دانش آموزان پایه ی اول ابتدایی
روش كار به این صورته كه شما پای تخته یك جمله می نویسید و به دانش آموزان می گویید، جمله را بخوانند و كاری را كه تو جمله ازآنها خواسته شده انجام بدهند. البته باید جملات را طوری انتخاب كنید كه كلمات و حروف تدریس شده در كتاب را شامل بشود، به عنوان مثال می توانید از جملات زیر استفاده کنید :
پاشو و بشین.
مانند گنجشك یا پروانه پرواز كن .
برای خودت دست بزن.
دست به سینه بشین.
دو با دو می شود چند تا .
بلند شو برو با میلاد دست بده.
دفتر املا رو بده به من.
سوره ناس رو بخوان.
یكی دیگه از روش ها می تواند به این صورت باشد كه، جدولی روی تابلو كلاس كشیده و در خانه های آن كلمات را بنویسیم. در ادامه كلمه ای را می خوانیم و از دانش آموزان می خواهیم تا آن را پیدا كنند. این كار علاوه بر تقویت روخوانی، دقت دانش آموزان را افزایش خواهد داد..
جملات تکمیلی جهت تقویت روان خوانی و املای دانش آموزان پایه اول ابتدایی
نشانه های ۱
جملاتی را که در زیر مشاهده می کنید ، جهت تکمیل روان خوانی دانش آموزان پس از یادگیری هر صداست. شما می توانین از این جملات بعد از یادگیری و خواندن جملات هر درس ازکتاب استفاده کنید.این فعالیت باعث می شود که تشخیص دانش آموزان در شناخت صداها و کلمات بیشتر بشود و در واقع این فعالیت موجب تثبیت یادگیری و تمرین بیشتر آموخته می شود.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( س ) در اختیارشان میگذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
بابا آمد.
بابا سبد داد.
اسب
اسد با اسب آمد.
این جملات را بعد از تدریس صدا و نشانه ( او ) و ( ت ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
بابا با اسب آمد.
او دست داد.
او بادام دارد.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ر ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
ابر بود.
سرما بود.
برادرم در روستا است.
او آرام در سرما آمد.
برادرم در دست تبر دارد.
مادر او را دوست دارد.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ن ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
آن مرد ساسان نام دارد.
او در باران ماند.
ساسان در دست، نان، انار دارد.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ای ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
در ساری آسمان ابری است.
باران نم نم می بارد.
امیر بیرون بود.
من او را دیدم.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ز ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
مادرم از بازار زود آمد.
او در دست سبزی دارد.
او سبد را از زمین بر می دارد.
مادرم سبزی را در سبد می ریزد.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ِ اِ ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
اسم این زن سودابه است.
او مدیر دبستان آزادی است.
سودابه امروز بیمار است.
آزاده به دیدن سودابه آمده است.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ش ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
شادی دانش آموز است.
مادرش او را با ماشین به مدرسه می برد.
برادرش آرش شیرینی دوست دارد.
او می داند شام دیشب شور بود.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ی ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
دریا بسیار زیبا است.
من دریای آبی را دوست دارم.
یک سایه روی دریا است.
مردی در دریا شنا می کند.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ُ اُ ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
مراد در روستا است.
او سه بز دارد.
او برای آنان سبزی می ریزد.
بز سبزی را دوست دارد.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ک ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
این اردک در آب است.
اردک در آب شنا می کند.
اردک شنا کردن را دوست دارد.
آن کودک اردک را تماشا می کند.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( و ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
بابک و امید بازی می کردند.
آنان تند می دویدند.
داور سوت زد و بازی را تمام کرد.
بابک و کریم ورزش را دوست دارند.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( پ ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
پری پرستار است.
او در بیمارستان پارس کار می کند.
او برای بیماران دارو می آورد.
پری روی بیماران پتو می اندازد.
او دستور پزشک را به کار می بندد.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( گ ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
مادر بزرگ نرگس در گرمسار زندگی می کند.
او یک گاو و سه بز و شش اردک دارد.
مادر بزرگ با شیر گاو، ماست، پنیر و کره درست می کند.
او می گوید: شیر ویتامین دارد و بدن به آن نیاز دارد.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ف ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
دیروز برف بارید و زمین را سفید کرد.
امروز آفتاب تابید و برف را آب کرد.
پس از اسفند، فروردین می رسد.
در فروردین شکوفه فراوان دیده می شود.
فروردین زیبا و دیدنی است.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( خ ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
دیروز اختر در باران به خانه آمد.
روسری او خیس بود.
بخاری خاموش بود.
اختر بیمار شد.
مادر از داروخانه برای او دارو خرید.
اختر از دارو استفاده کرد و خوب شد.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ق ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
قاسم در پارک آرام قدم می زد.
وقتی امین را دید او یک قفس در دست داشت.
در آن قفس یک قناری زیبا بود.
قاسم گفت: قناری قفس را دوست ندارد.
امین قناری را آزاد کرد.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ل ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
مادر از اداره به منزل آمد.
او گفت: خاله ی لیلا تلفن کرده و از زابل می آید.
من خیلی شادی کردم.
فردا خاله ی لیلا با سه شاخه گل مریم آمد.
من به او سلام کردم.
او لبخند زد و مرا بوسید.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ج ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
جمشید مرد جوانی است.
او یک کشاورز درست کار و با ایمان است.
او در کرج زندگی می کند.
برای نماز به مسجد می رود.
او در زمین اسفناج می کارد.
جمشید می داند، اسفناج ویتامین دارد.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( و ُ ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
دو روز پیش پدرم از مسافرت آمد.
او برای من یک جایزه گرفته بود.
در آن کادو یک خوراکی خوش مزه و دو خودکار بود.
من آن خوراکی را خوردم و از پدر سپاس گزاری کردم.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ه ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
کشور ما شهر ها و روستا های بسیاری دارد.
ما در شهر تهران زندگی نمی کنیم.
تهران شهر بزرگ و زیبایی است.
ولی در این شهر به سختی می شود آسمان آبی را دید.
زیر آسمان این شهر پر از دود ماشین هاست.
من همیشه دوست داشتم که شب های تهران پر از ستاره های زیبا باشد.
ولی می دانم روستا هوایی تمیز و شب هایی پر از ستاره دارد.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( چ ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
چوپان گوسفندان را به چراگاه می برد.
مردم ایل در چادر زندگی می کنند.
کنار رودخانه چند درخت و قارچ روییده است.
دختری زیبا از چشمه آب بر می دارد.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ژ ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
مژگان ورزش کار است.
او در رشته ژیمناستیک مسابقه داد.
مژگان در رشته ژیمناستیک قهرمان شد.
پدرش برای او یک ژاکت و دو بسته ماژیک خرید.
مژگان از جایزه ای که پدرش برایش گرفت، خیلی شاد شد.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( خوا ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
ژاله یک خواهر کوچک دارد.
او هر روز قبل از خواب کنار تخت خواب خواهرش می نشیند و برای او کتاب می خواند.
ژاله کتاب خواندن را دوست دارد.
او امروز از مادرش خواهش کرد تا برای او دو جلد کتاب بخرد.
مادرش هم در خواست او را قبول کرد.
جملات تکمیلی جهت تقویت روان خوانی و املای دانش آموزان پایه اول ابتدایی
نشانه های ۲
جملاتی رh که در زیر مشاهده می کنید ، جهت تکمیل روان خوانی دانش آموزان پس از یادگیری هر صداست. شما می توانید از این جملات بعد از یادگیری و خواندن جملات هر درس ازکتاب استفاده کنید.این فعالیت باعث میشود که تشخیص دانش آموزان در شناخت صداها و کلمات بیشتر بشود و در واقع این فعالیت موجب تثبیت یادگیری و تمرین بیشتر آموخته میشود.
این جملات رو بعد از تدریس علامت ( تشدید ّ ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
مادر بزرگم برای زیارت به مکّه رفته بود.
او برای همه ی بچّه ها یک بسته مداد رنگی آورد.
من از مادر بزرگم تشکّر کردم.
مداد رنگی خود را به کلاس بردم.
در زنگ نقّاشی یک درخت و چند پرنده کشیدم.
آموزگار به من گفت: آفرین خیلی با دقّت کشیده ای.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ص ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
در فصل زمستان هوا خیلی سرد می شود.
برف روی زمین و کوه ها را می پوشاند.
صدای پرندگان کمتر به گوش می رسد.
گاهی از روز ها هوا صاف و آبی می شود.
فصل زمستان سه ماه دارد. دی، بهمن و اسفند.
هر فصل زیبایی مخصوص به خود دارد.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ذ ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
هر روز که صدای اذان به گوش می رسد، آذر چادرش را به سر می کند و همراه مادرش به سمت مسجد می رود.
او در کنار مادرش در صف می ایستد و نماز می خواند.
چون تابستان گذشته آذر به سن نه سالگی رسیده است.
او از خواندن نماز لذّت می برد.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ع ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
مادر معصومه معلّم است.
او دانش آموزان را به یک مزرعه ی گندم برد.
معلّم در باره ی کاشتن و درو کردن گندم برای بچّه ها گفت، که کشاورزان خیلی تلاش می کنند.
ما باید در مصرف نان دقّت کنیم و اسراف نکنیم.
بچّه ها بعد از بازی، شروع به جمع کردن ساقه های گندم کردند.
عصر از معلّم خود تشکّر کردند و به سمت خانه رفتند.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ث ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
ثریّا و کیومرث خواهر و برادر هستند.
ثریّا دختر پاکیزه ای است.
او موقع خوردن میوه دست های خود را با آب و صابون می شوید.
کیومرث هم مثل ثریّا پاکیزه است.
او هر شب دندان ها و لثه ی خود را تمیز می شوید.
آن ها می دانند کثیفی باعث بیماری می شود.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ح ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
محمّد هر روز صبح زود از خواب بیدار می شود.
ورزش می کند، دست و صورت خود را با صابون می شوید، با حوله خشک می کند، صبحانه می خورد و به مدرسه می رود.
در مدرسه به صحبت معلّم گوش می دهد، بدون اجازه حرف نمی زند.
او از زحمت های معلّم خود تشکّر می کند و احترام به بزرگتر ها را فراموش نمی کند.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ض ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
تابستان گذشته به شهر مشهد رفتم.
وقتی به آن جا رسیدم، صبح زود بود.
اوّل به حرم حضرت رضا(ع) رفتم، وضو گرفتم، نماز خواندم و دعا کردم.
بعد برای دیدن دوستم رضا رفتم.
او از دیدن من خیلی خوش حال شد.
من و رضا از جاهای دیدنی و زیارتی شهر مشهد دیدن کردیم.
آن روز ها به من خیلی خوش گذشت و هرگز فراموش نمی کنم.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ط ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
مادر فاطمه معلّم است.
او زنگ ورزش، بچّه ها را به حیاط مدرسه برد.
چند تن از بچّه ها در وسط حیاط طناب بازی می کردند.
بچّه های دیگر هم در یک طرف توپ بازی می کردند.
طولی نکشید که آسمان ابری شد و چند قطره باران بارید.
آموزگار گفت: بچّه ها همه آهسته به کلاس برویم تا هر طور که می دانید بازی کنیم.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( غ ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
پدر اصغر باغبان خوبی است.
او از درخت ها و گل های باغ به خوبی نگه داری می کند.
او در باغ سه مرغ، دو خروس و پنج مرغابی دارد.
یک روز بچّه ها به باغ عمو اصغر رفتند. او به بچّه ها گفت: گل نچینید چون ممکن است تیغ گل ها به دستتان برود.
این جملات رو بعد از تدریس صدا و نشانه ( ظ ) در اختیارشان می گذاریم تا بخوانند یا از روی آنها بنویسند.
آموزگار گفت: در سال هزار و سی صد و پنجاه و هفت مردم مسلمان ایران ، از ظلم شاه بسیار ناراحت بودند.
چون شاه ظالم به مردم ظلم می کرد.
مردم ایران شاه را از کشور بیرون کردند.
طولی نکشید که امام خمینی به ایران آمد و انقلاب اسلامی پیروز شد.
ناگهان صدای زنگ مدرسه به گوش رسید و همه بچّه ها از معلّم خداحافظی کردند.
ناظم مهربان مواظب بود که بچّه ها با نظم و ترتیب از مدرسه خارج شوند.