بررسی رابطه ی بین اصلاحات آموزشی و معلمان در کشور های دیگر :

در این جا ما به طور اجمالی مقایسه ای بین روند اجرای اصلاحات آموزشی در ایران با ژاپن و انگلستان انجام می دهیم . در کشور ژاپن و به خصوص از سال 1947 ( سال تدوین قانون اساسی ژاپن ) به بعد اصلاحات عمده ای در آموزش و پرورش رخداده است . و یکی از مهم ترین اصول این اصلاحات این بود که " فرمان امپراتور نمی تواند هدف ها و ماهیت آموزش و پرورش را معین کند ، بلکه بر اساس خواست مردم ، از طریق نمایندگان این کار انجام می شود ". ( آقازاده ، 1386 ، ص 132)  این قانون در کنار ایجاد شوراهای محلی برای آموزش و پرورش که اختیارات وسیع دارد زمینه ساز موقعیتی شد تا به نوعی تغییرات و تصمیمات از متن جامعه برخیزد و مردم در کنار معلمان از تصمیم گیران آموزش و پرورش باشند .

در کشور ژاپن تدوین خطی مشی و سیاست های آموزش و پرورش توسط پنج منبع مهم انجام می شود : کمیته ی آموزش و پرورش مجالس مقننه ، کمیته ی آموزش و پرورش احزاب فعال در عرصه ی سیاست ، دیوان عالی کشور ، اتحادیه ی معلمان ژاپن  و اتحادیه های صنفی و تجاری . ( همان ) تنوع مقامات تصیم گیرنده در این کشور باعث می شود که چند صدایی به طور صحیح در آموزش و پرورش شنیده شود و وقتی تصمیمی گرفته شد با محک های مختلف سنجیده شود و جنگ در عرصه ی تصمیم باشد . یعنی ابتدا خوب سنجیده شود و سپس در عمل هم نوعی وفاق حاکم باشد ؛ چون نتیجه ی اجرا شده نظر همه را  شامل می شود .

در کشور ژاپن سه رویکرد عمده برای اصلاحات آموزشی وجود دارد : پژوهش محوری ، بهره گیری از تجارب دیگران و بهره گیری از تجارب اصلاحات گذشته در خود ژاپن . یکی از مهم ترین این رویکرد ها همان پژوهش محوری است که همراه با واقع بینی است و به آن ها این امکان را می دهد تا خود را نقد کنند و به صورت واقعی کم و کاست های خود را بشناسند . ( سرکار آرانی ، 1381 )  بر این اساس امروزه تمرکز اصلاحات اموزشی در ژاپن بر روی " درس پژوهی "  است و در فرایند این رویکرد آموزشی دانش آموزان مسایل واقعی زندگی را می یابند و با انجام پژوهش های مشارکتی به دنبال راه حل آن ها می گردند . در این روش معلم خود به عنوان یک فراگیر عمل می کند و هم یاد می دهد و هم یاد می گیرد . علاوه بر این درس پژوهی زمینه ای را ایجاد می کند که کارگزاران اصلاحات آموزشی در تجربیات مدرسه مشارکت کنند و فضا برای نوعی گفت و گو ایجاد شود تا تعامل بین اعضای اجرای کننده ی اصلاحات آموزشی ایجاد شود و تنوع آرا هم پذیرفتنی باشد . ( سرکار آرانی ، 1386 ) برای انجام این اصلاح معلم قلب فرایند اجرا است و بدون مشارکت اساسی او اصلاحات راهی از پیش نمی برد .

در کشور انگلستان هم در زمینه ی اصلاحات آموزشی آنچه بیش از بیش نظر ها را به جلب می کند ، اختیارات مقامات محلی است . در این کشور " وزیر آموزش و پرورش قبل از این که نامه ها و پیشنهادهای خود را به هیات دولت تقدیم نماید باید نظر مساعد کارشناسان وزارتخانه و نمایندگان کمیته های آموزش و پرورش نواحی و جامعه ی معلمان را جلب نماید ".( همان ، ص 255 )

چیزی که در بین این دو کشور به چشم می خورد نظام غیر متمرکز در اداره ی آموزش و پرورش است که باعث می شود تا اختیارات مردم و نهاد های معلمان در تصمیم گیری بیشتر شود . این نظام حسن های متعددی دارد ؛ ازجمله این که هر  اصلاحی از دل نیاز بیرون می آید و اصلاحات نه در سطح کلی و بلکه در سطح محلی است و کم کم بر حسب احساس نیاز کلیت می گیرد و این یکی از رموز پیروزی کشور هایی مانند انگلستان است . این کشور اصلاحات آموزشی خود را به تدریج و با حوصله دنبال می کند و از تغییرات فوری به دور است. در کنار آن قدرت اختیار معلمان در تصمیم گیری باعث می شود تا مسایل زیادی از پیش پای آموزش و پرورش برداشته شود ، چون خیلی مواقع معلمان از واقعیت هایی در عمل خبر دارند که نظریه پرداز و مسئول تصمیم گیرنده از آن بی خبر است و نعامل بین معلم و مسئول و نظریه پرداز است که کلیت لازم برای عمل را ایجاد می کند و از ایجاد  چند گانگی در عمل جلوگیری می کند .

1-    آقازاده ، احمد ( 1386 ) آموزش و پرورش تطبیقی . انتشارات سمت .

2-    سرکار آرانی ، محمد رضا ( 1381 ) اصلاحات برنامه ی درسی ملی ژاپن با تاکید بر رویکرد تلفیقی . مجله ی نوآری های آموزشی . شماره ی یک .67 تا 99 .